بسم الله الرحمن الرحیم

@};-میلاد حضرت صدیقه طاهره (س) و روز مادر و زن مبارک باد@};-:x

امام خامنه‌ای(مد ظله العالی): این حرفی که می‌گویم خواهش می‌کنم مردها نشنوند چون ممکن است بدشان بیاید!...
این را شما خانم ها بدانید، وجود شما آن تحولی را در روحیات مرد به وجود می‌آورد که گاه هیچ عاملی نمی‌تواند آن تحول را ایجاد کند.شما می‌توانید دل مرد را گرم کنید و به او امیدواری به زندگی و شوق ادامه کار بدهید.
 اصلاً این توان در شما هست که در وجود مرد نیرو بدمید.وجود شما این قدر مهم است. مرد هم نسبت به زن همین است. حالا مرد گاهی ممکن است مثلاً اخم‌آلود وارد خانه شود.

اگر زن قدری عقل و پختگی‌اش بیشتر باشد و از اخم او جا نخورد و لبخند نشان دهد و در مقابل محبت بورزد، یواش یواش با افسون محبت، می‌تواند گره اوقات تلخی و بداخلاقی مرد را باز کند و ببیند که او چه احتیاج داشت. من این حرفی که می‌گویم خواهش می‌کنم مردها نشنوند؛ چون ممکن است بدشان بیاید!شما خانم‌ها این را بدانید آقایان تا آخر هم مثل یک پسربچه هستند!!:D و باید اداره‌شان کنید.البته اگر این حرف از زبان ما به گوش مردها برسد، لابد از ما گله خواهند کرد. واقعاً خانم‌ها باید این بچّه‌پسری را که حالا ریشش هم بعد از پنجاه، شصت سال زندگی سفید شده اداره کنند.
(بیانات رهبر معظم انقلاب در تاریخ 11/7/ 81 ؛ کتاب خانواده، نشر صهبا، ص70)
اللهم عجل لولیک الفرج



تاريخ : چهارشنبه یازدهم فروردین 1395 | 7:0 | نویسنده : منتظر... | بدون نظر

بسم رب المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

سلام دوستان:)

شرمنده یه مدت ننوشتم...یسری مشکلاتی بود ک خداروشکر رفع شدن

آغاز سال 1395 شمسی رو به همه تبریک میگم انشاالله ک سالتون سرشار از عطر خدا باشه و سالی پر خیر و برکت برا همه و انشاالله ک جاودانه بشه با ظهور سرور و مولامون آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف...@};-

سعیم بر اینه ک با مطالب پر محتوا و خوب در خدمتتون باشم فقط ممنون میشم اگر مطلب خاصی مدنظرتون هس بگین در خدمتم...و دیگه اینکه لطفا نظرسنجی رو هم شرکت کنین تا بتونم مشکلات رو برطرف کنم از همه ممنونم...

اللهم عجل لولیک الفرج

یاعلی مدد:x



تاريخ : سه شنبه دهم فروردین 1395 | 11:6 | نویسنده : منتظر... | 2 نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر تو ای عصمت هشتم!

کوچه های توس هنوز بوی عطرآگین تو را میدهد و آوای غریب ملائک هنوز در طواف حریم کبریایی ات به گوش میرسد...

ای امام الرئوف! همراه با کبوتران حرمت محزون و گریان دل را به دور بارگاه تو پر میدهیم تا با زمزمه ملائک همراه شویم...

شهادت حضرت شمس الشموس علی ابن موسی الرضا علیه السلام بر تمامی پیروان و عاشقان وجودش تسلیت باد.

امام رضا علیه السلام:" هرکسی در مجلسی نشیند که امر ما در آن زنده میشود در روزی که قلبها میمیرند قلبش نخواهد مرد."

اللهم عجل لولیک الفرج



تاريخ : شنبه بیست و یکم آذر 1394 | 10:54 | نویسنده : منتظر... | بدون نظر

«بسم الله  الرحمن الرحیم»

 

آن شب زمین هوای  بهشتی دوباره داشت

آغوش آسمان به بغل ماه پاره داشت

چشمان ابر روی زمین را گرفته بود

هر قطره با خودش سبدی ستاره داشت

دست ملک قصیده ای از نور مینوشت

واژه به واژه حرف غزل استعاره داشت

باز عطر سیب وبوی  بهشت وشمیم یاس

بر بارش دوباره کوثر اشاره داشت

این بار حق به دامن موسی عطا نمود

آن کوثری که بال ملک گاهواره داشت

این سیب سرخ سیب بهشت پیمبر است

این دختر یگانه موسی بن جعفر(ع) است

مثل بهار بود هوای  رسیدنت

باران چکید از ردپای  رسیدنت

در پشت درب خانه تان جمع میشوند

خیل فرشتگان که برای رسیدنت-

آماده اند ازطرف ذات کردگار

خود را فدا کنند فدای  رسیدنت

خاک بهشت بهر قدمگاه تو کم است

آغوش نجمه بود سرای  رسیدنت

قلب برادرت ز تب شوق آب شد

در التهاب ثانیه های  رسیدنت

در چشم خویش ذوق خدارا نگاه کن

گلخنده امام رضا(ع) را نگاه کن

از آن زمان که خواهر سلطان ما شدی

بانو شما ملیکه ایران ما شدی

منت گذاشت بر سر ما ناز مقدمت

وقتی تو آمدی  ومهمان ماشدی

با هر قدم به سینه ما جا گرفته ای

یعنی تو صاحب دل ما جان ما شدی

بانی خیر وبرکت این خطه گشته ای

وقتی نسیم سبز بیابان ما شدی

یعنی فقط نه جزو محبان حیدریم

{از شیعیان کشور موسی بن جعفریم}

وقتی تویی که آینه ذات کوثری

زیبد به خادمان حریمت پیمبری

عصمت به پای عصمت تو سجده میکند

معصومه ای  وعصمت کبرای  دیگری

ای  زینبی که عالمه بی معلمی

زین رو کنی به شهر خودت علم پروری

ما هرچقدر شعر وغزل نذرتان کنیم

تو بازهم از آنچه که گفتیم برتری

بی تو کمیت محشریان لنگ میشود

یک وقت اگر که روی  به محشر نیاوری

زهرا شدی  وشمع فروزان شیعه ای

زهرا شدی  وروز قیامت شفیعه ای

خود ظلمتیم گرچه سپیدیم با شما

یاءسیم اگر سراسر امیدیم با شما

مست اجابتند دعاها کنارتان

ما حاجت نداده ندیدیم با شما

وقتی حدیث ها تو را حرف میزنند

جز وصف فاطمه نشنیدیم با شما

در قاب عکس خالی آن قبر گمشده

تصویری از بهشت کشیدیم با شما

پس آمدیم و زائر آن بی نشان شدیم

یعنی که تا مدینه رسیدیم با شما

امشب که عشق میپرد از کنج سینه ام

در محضر تو زائر شهر مدینه ام

«محمد علی بیابانی»

 

=D>ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها و روز دختر تبریک:x@};-

 



تاريخ : شنبه بیست و چهارم مرداد 1394 | 22:23 | نویسنده : منتظر... | 4 نظر

بسم الله الرحمن الرحیم


باز گرفته دلم برای مدینه

باز نشسته دلم بپای مدینه

شکر خدا عاشق دیار حبییبم

شکر خدا که شدم گدای مدینه

بال فرشته است سایبان قبورش

بال فرشته است خاک پای مدینه

در کفنم تربت بقیع گذارید

صحن بقیع است کربلای مدینه

کرب وبلا میشود دوباره مجسم

تا که بیاد آورم عزای مدینه

دست من و لطف دست با کرم تو

جان به فدای بقیع بی حرم تو

سن تو قد تو را کشیده خمیده؟

یا که خداوند آفریده خمیده؟

منحنی قدت از کهولت سن نیست

شاخه سیبت ز بس رسیده خمیده

بس که غریبی تو ای سپیده محاسن

شیعه اگرچه تو را ندیده خمیده

نیست توان پیاده رفتنت ای مرد

پس به کجا میروی خمیده خمیده

هرکه صدای تو را میان محله

وقت زمین خوردنت شنیده خمیده

در وسط کوچه ها صدای تو این بود

مادر من مادر شهیده خمیده

کیست که دارد تو را زخانه می آرد؟

در وسط کوچه ها شبانه می آرد؟

وقتی در خانه در برابرت افتاد

خاطره ای در دل مطهرت افتاد

مرد محاسن سپید شهر مدینه

کاش نگویی چگونه پیکرت افتاد

گرم خجالت شدند خیل ملائک

حرمت عمامه ات که از سرت افتاد

راستی این کوچه آشناست نه آقا؟

یعنی همینجا نبود مادرت افتاد؟

تکیه زدی تا تنت به خاک نیفتد

حیف ولی لحظه های آخرت افتاد...

«علی اکبر لطیفیان»

شهادت ششمین خورشید امامت ، شیخ الائمه امام جعفر صادق علیه السلام تسلیت باد.:-S



تاريخ : سه شنبه بیستم مرداد 1394 | 12:6 | نویسنده : منتظر... | یک نظر

@};-بسم رب شهر رمضان...@};-

 

افسوس ک ایام شریف رمضان رفت

سی عید ب یک مرتبه از دست جهان رفت

 

افسوس ک سی پاره این ماه مبارک

از دست ب یکباره چو اوراق خزان رفت

 

ماه رمضان حافظ این گله بد از گرگ

فریاد ک زود از سر این گله شبان رفت

 

شد زیر و زبر چون صف مژگان صف طاعت

شیرازه جمعیت بیدار دلان رفت

 

بی قدر ز ما چون نشود فاش ب عالم

ماهی ک شب قدر در او بود نهان رفت

 

تا آتش جوع رمضان چهره برافروخت

از نامه اعمال سیاهی چو دخان رفت

 

با قامت چون تیر در این معرکه آمد

از بار گنه با قد مانند کمان رفت

 

برداشت ز دوش همه کس بار گنه را

چون باد سبک آمد و چون کوه گران رفت

 

چون اشک غیوران ز سراپرده مژگان

دیر آمد و زود از نظر آن جان جهان رفت

 

از رفتن یوسف نرود بر دل یعقوب

آنها ک ب صائب ز وداع رمضان رفت...

«صائب تبریزی»

 

@};-اللهم عجل لولیک الفرج@};-

<:-P*عید سعید فطر مبارک*=D>



تاريخ : جمعه بیست و ششم تیر 1394 | 18:46 | نویسنده : منتظر... | یک نظر

:xبسم رب الحسن علیه السلام:x

 

رمضان آمد و دارم خبرى بهتر از اين

مژده اى ديگر و لطف دگرى بهتر از اين

گر چه باشد سپر آتش دوزخ صومش

ليك با اينهمه دارد سپرى بهتر از اين

شب قدر رمضان اگر چه بسى پر قدر است

دارد اين ماه وليكن سحرى بهتر از اين

چون كه در نيمه اين مه پسرى زاد بتول

كس نزاده ست و نزايد پسرى بهر از اين

رمضان ، اى كه دهى مژده ميلاد حسن

به خدا نيست به عالم خبرى بهتر از اين

مجتبى لؤ لؤ پاك مرج البحرين است

نيست در رشته خلقت گهرى بهتر از اين

رست پيغمبر از آن تهمت ابتر بودن نيست

بر شاخه طوبى ثمرى بهتر از اين

گفت خالق فتبارك به خود از خلقت او

كلك ايجاد ندارد اثرى بهتر از این

بگذر آهسته تر اى ماه حسن ، اى رمضان

عمر ما را نبود چون گذرى بهتر از اين

اثر صلح حسن نهضت عاشورا بود

امتى را نبود، راهبرى بهتر از اين

زنده شد باز از اين صلح موقت اسلام

نيست در حسن سياست هنرى بهتر از اين

گرچه مشمول عنايات تو بوده ست حسان

يا حسن كن به محبان نظرى بهتر از اين

لطف كن اذن زيارت كه خدا مى داند

بهر عشاق نباشد سفرى بهتر از اين

 

=D>:x**میلاد با سعادت آقا امام حسن مجتبی علیه السلام بر همه عاشقان مبارک**:x=D>

@};-اللهم عجل لولیک الفرج@};-

 



تاريخ : پنج شنبه یازدهم تیر 1394 | 11:49 | نویسنده : منتظر... | 4 نظر

بسم رب المهدی علیه السلام...

«سلام خوبي؟ ... خسته ام از ...خوبيم و جز دوري تو ملالي نيست. خسته ام از نامه هاي ...اينجا هوا خوبست و ... يا خبرت دهم، اسماعيل دانشگاه قبول شد ...»

عادت کرده ايم که بگوييم منتظريم. عادت کرده ايم بعد از هر صلواتمان بگوييم: «... وَ عَجِّل فَرَجَهُم» يا اين که بعد از هر نماز دعاي فرج را بخوانيم. حتي از روي عادت براي سلامتي امام زمان (عج) صلوات نذر مي کنيم. به نبودنش، به نيامدنش، به انتظارمان عادت کرده ايم. آن قدر در اين آخرالزمان در فتنه غرق شده ايم که يادمان رفته مدينه فاضله يعني چه؟

انگار عادتمان شده که هر روز، خبر يک قتل، يک تصادف مرگبار يا يک سرقت را بشنويم. مثل اين که اگر پنج شنبه ها منتظر نباشيم، يکي از کارهاي روزمره مان را انجام نداده ايم. يا فکر مي کنيم اگر صبحهاي جمعه در مراسم دعاي ندبه شرکت نکنيم، از دوستانمان عقب مانده ايم. آخرين باري که صبح جمعه بيدار شديم و از اين که «او» نيامده بود، دلمان گرفت؛ کي بود؟ عزيزي مي گفت: «خيلي وقتها منتظريم. منتظر تلفن کسي که دوستش داريم، يا نامه اي که بايد مي رسيده و نرسيده؛ يا کسي که بايد مي آمده. چندبار از اين دست انتظارها براي آن کسي که مدعي انتظارش هستيم، داشته ايم؟ ... يک جاي کار مي لنگد.» راست مي گفت. يک جاي کار مي لنگد ... چند روز قبل، مرد نابينايي را ديدم که کنار خيابان ايستاده بود. نه به ماشينهايي که برايش بوق مي زدند توجه مي کرد، نه به آدمهايي که مدام به او تنه مي زدند. پسرکي کنارش ايستاد. زير گوش پيرمرد چيزي گفت و او سرش را به علامت جواب مثبت تکان داد. و بعد، پسرک با نرمي زير بازوي پيرمرد را گرفت تا او را از خيابان بگذراند. به وسط خيابان که رسيده بودند، ديدم لبهاي پسرک مدام تکان مي خورد و بر لبهاي پيرمرد هم لبخندي نشسته. خيابان شلوغ بود و چند دقيقه اي طول کشيد تا از عرض آن گذشتند. و در اين مدت پيرمرد و پسرک جوان با هم صحبت مي کردند و مي خنديدند. به سمت ديگر خيابان که رسيدند، پيرمرد دست پسر را از بازويش جدا کرد و به سرعت به سمت لبهايش برد و بوسيد ... پسرک مات و مبهوت به پيرمرد که عصازنان دور مي شد، خيره شده بود ... من هم مات شده بودم. پس از چند لحظه اي که به جاي خالي پيرمرد خيره شده بودم، به خودم آمدم. صداي بوق ماشينها و همهمه مردم، به من فهماند که در دنياي بي رحم اين زمانه، پيرمردي دست عاطفه فراموش شده بشري را بوسيده، دست کمک به همنوع، دست «بني آدم اعضاي يکديگرند» را ... مي بيني چقدر در آخرالزمان غرق شده ايم؟ از اين روزهاي روز مرگي، از روزهايي که با ديروز و فردايمان تفاوتي ندارند، خسته ام ...

چند وقت قبل - جايت خالي - ميهمان امام رضا (ع) بودم. يکي از شبها، با حال و هواي غريبي، گيج و منگ، تن به سينه سرد ديوار داده، به ضريح چشم دوخته بودم. دختري کنارم نشسته بود. چادرش را تا روي صورت کشيده بود و با خود زمزمه مي کرد: «يا وجيهاً عنداللّه، إشفع لنا عنداللّه» يک نفر بلندبلند صلوات مي فرستاد و کسي آن طرف تر خوابيده بود... از سمت ديگر ضريح، حدود 20 جوان، در حالي که هر کدام گل سرخي در دست داشتند و منظم و عاشق به سمت ضريح حرکت مي کردند، يکصدا شروع به خواندن کردند: «اي خداي من اومدم دعا کنم از ته دلم تو رو صدا کنم اي خدا منم دارم در مي زنم يه شب اومدم به تو سر بزنم ...» با همين نواي دلنشين تا نزديک ضريح آمدند و ايستادند؛ دست بر سينه و سرشار از حس احترام:«... اومدم امشبو منت بکشم چه کنم، خيلي خجالت مي کشم هميشه کرامت از بزرگ تر است پيش تو دست پر اومدن خطاست.» همه آدمها مي گريستند، همه آنهايي که خواب بودند و يا بيدار ..» تضرع عاشقانه شان که به پايان رسيد، گلهايشان را به ضريح هديه دادند و رو به قبله، با دستاني سوي آسمان رفته، نشستند: «اللَّهُمَّ کن لوليّک الحجةبن الحسن ...» نمي دانم چرا نام زيبايش، گونه هايم را نيلوفري کرد ... دعاي فرج که تمام شد، برخاستند و با بغضي غريب شروع به زمزمه کردند: «اباصالح! التماس دعا هر کجا رفتي ياد ما هم باش! نجف رفتي، کاظمين رفتي، کربلا رفتي، ياد ما هم باش! مدينه رفتي به پابوس قبر پيغمبر، مادرت زهرا ... و دور شدند. ناخودآگاه نيم خيز شدم. مي خواستم دنبالشان بروم، بگويم:

«ببخشيد آقاي محترم! شما يک مرد ميانسال را نديديد؟ مي گويند نشانش يک خال هاشمي است و يک شال سبز. شنيده ام مانند جدش، يتيمان را از محبت سيراب مي کند و همچون سيدالشهدا، مظلومان را از عدالت. هماني که همه آدمها، همه اديان، موعود مي نامندش... ببخشيد ! شما محبوب مرا نديده ايد؟»...8->@};-اللهم عجل لولیک الفرج8->@};-

ندا آسماني

پ.ن:سلام ب همه.بابت تاخیر طولانیم عذرخواهم...میلاد با سعادت منجی عالم بشریت وپدر نازنینمون آقا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رو تبریک میگم...امسال تولد1181 سالگیشونو جشن گرفتیم و چ حیف ک بازهم چشممون ب راه موند...خداوندا عجل لولیک الفرج بحق الحسین علیه السلام...



تاريخ : چهارشنبه سیزدهم خرداد 1394 | 10:45 | نویسنده : منتظر... | 2 نظر

بسم الله الرحمن الرحیم.

سلام دوستان.ببخشید یه مدت سرم خیلی شلوغ بود نتونستم بهتون سر بزنم.
اولا عیدی رو ک گذشت ب همه خصوصا آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تبریک میگم. همچنین شهادت خواهر عزیز ولی نعمتمون بانو فاطمه معصومه(سلام الله علیها) روهم تسلیت عرض میکنم.

چون پنشنبه ولادت آقا امام حسن عسکری(علیه السلام) بود یه حدیث از ایشون نقل کنم انشاالله ک سرلوحه زندگیامون قرار بگیره:
امام یازدهم فرمودند:از گناهانی ک بخشوده نمیشود این است ک کسی بگوید: کاش ب گناهی جز این بازخواست نشوم.
توضیح : یکی از گناهان بزرگ کوچک شمردن گناهانه. این نکته ب شکلهای مختلفی در انسان بروز میکنه. گاهی میگه: کاش گناه من همین بود. یا میگه گناه من درمقابل معصیتهای دیگران ک چیزی نیست. یا میگه:اگر بنا باشه خداوند ب خاطر این گناه من وامثال منو ب جهنم ببره دیگه جایی برای فرعونها و شدادها و حجاج ها و هیتلرها  و صدام ها باقی نمیمونه.
همه اینا نشونه ناچیز شمردن گناهه واین ، گستاخی و جرئت بر گناه رو در انسان زیادتر میکنه.از گناه و مواخذه نسبت ب آن باید هراسان بود نه بیخیال. این ک انسان ب خدا بگه:
من بد کنم وتو بد مجازات دهی / پس فرق میان من وتو چیست؟ بگو...
این یک تفکر غلطه. اگرچه خدا از همه مهربانتر و رحمان و رحیم و تواب و غفاره ، قهار و منتقم و عادل هم از اوصاف دیگر اوست.
« چو بد کردی مشو ایمن ز آفات...»
وقتی گنهکار جرم و معصیت خود را ناچیز بشمره ب گناهان بزرگتر و بیشتر رو میاره. اینه ک امام عسکری(علیه السلام) فرموده اند خدا اینگونه گناه رو نمی آمرزه.
گرچه تو فرهنگ دینی ، ما گناه صغیره و کبیره داریم، گناه کوچیک رو هم نباید کوچیک شمرد... چه بسا یک جنگل بزرگ با شعله یک کبریت بسوزه وخاکستر شه. امام علی(علیه السلام) فرموده اند: کوچک را کوچک مشمار چه بسا همینها مایه هلاک تو گردد...
اللهم عجل لولیک الفرج...@};-



تاريخ : جمعه دهم بهمن 1393 | 22:12 | نویسنده : منتظر... | یک نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

شعر اگر از تو نگوید همه عصیان باشد
زنده در گور غزلهای فراوان باشد

نظم افلاک سراسیمه به هم خواهد ریخت
نکند زلف تو یک وقت پریشان باشد

سایه ی ابر پی توست دلش را مشکن
مگذار این همه خورشید هراسان باشد

مگر اعجاز جز این است که باران بهشت
زادگاهش برهوت عربستان باشد

چه نیازی ست به اعجاز، نگاهت کافی ست
تا مسلمان شود انسان اگر انسان باشد

فکر کن فلسفه ی خلقت عالم تنها
راز خندیدن یک کودک چوپان باشد

چه کسی جز تو چهل مرتبه تنها مانده
از تحیر دهن غار حرا وا مانده

عشق تا مرز جنون رفت در این شعر محمد
نامت از وزن برون رفت در این شعر محمد

شأن نام تو در این شعر و در این دفتر نیست
ظرف و مظروف هم اندازه ی یکدیگر نیست

از قضا رد شدی و راه قدر را بستی
رفتی آنسوتر از اندیشه و در را بستی

رفتی آنجا که به آن دست فلک هم نرسید
و به گرد قدمت بال ملک هم نرسید

عرش از شوق تو جان داده کمی آهسته
جبرئیل از نفس افتاده کمی آهسته

پشت افلاک به تعظیم شکوهت خم شد
چشم تو فاتح اقلیم نمی دانم شد

آنچه نادیده کسی دیدی و برگشتی باز
سیب از باغ خدا چیدی و برگشتی باز

شاعر این سیب حکایات فراوان دارد
چتر بردار که این رایحه باران دارد

(سید حمیدرضا برقعی)

 

:xمیلاد آقا رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)ورئیس مکتب امام صادق(علیه السلام)به همه مبارک:x=D>O:-)@};-

اللهم عجل لولیک الفرج...



تاريخ : چهارشنبه هفدهم دی 1393 | 19:18 | نویسنده : منتظر... | 6 نظر