بسم رب الشهدا...:)@};-

1.خاطره ای از شهید محمدرضا تورجی زاده:

ارادت خاصی ب شهید تورجی زاده داشت.

یه شب ک اومد ب خوابش بهش گفت:

«محمد این همه از حضرت زهرا(سلام الله علیها) گفتی وخوندی چه ثمری برات داشت؟؟!»

شهید تورجی زاده بلافاصله گفت:

«همین که توی آغوش فرزندش امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) جان دادم کافیه...»

 

2.خاطره ای از شهید فرهاد چراغچی:

یه بسیجی شیفته فرهاد شده بود. به فرهاد گفت:

«میشه آدرس خونتو بدی بهت سر بزنم؟؟!»

فرهاد باخنده گفت بنویس:

«شیراز...دار الرحمه...قطعه شهدا...ردیف فلان...پلاک فلان»

بعد از شهادت فرهاد رفتم سر مزارش...دقیقا همون آدرسی بود ک قبل از شهادت ب بسیجی داد!!

پ.ن:اللهم عجل لولیک الفرج...



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1394 | 10:50 | نویسنده : منتظر... | 3 نظر